صنم بانو


Thursday, May 23, 2002

● آي مردم از خوشي! Ú†Ù‡ قدر آمريکا خوب است! Ú†Ù‡ قدر آرادي از نوع آمريکايي خوب است!
آدم اينجا آزاد است که هر کاري دلش مي خواهد بکند؛ آدم اينجا آزاد است که هر جوري دلش ميخواهد لباس بپوشد. اصلا مي تواند لباس نپوشد! اينجا مي شود با تمام آدم ها خوابيد؛ زن و مرد! اصلا ميتوان در آن واحد با چند ن�ر سکس داشت! يعني اصلا اگر چنين تجربه اي نداشته باشيد خيلي ول معطليد! باور نمي کنيد؟ شب ها ساعت ۱۱ شبکه (�اکس) را نگاه کنيد.
اينجا آزاديد که هر چه قدر دلتان مي خواهد مشروب بخوريد و بعد راه بي�تيد توي خيابان ها و هر چه قدر دلتان مي خواهد درد هايتان را �رياد بزنيد و مطمئن باشيد که هيچ احدي مزاحمتان نخواهد شد که هيچ حتي ککش هم نخواهد گزيد!
واي که چه قدر آمريکا خوب است! چه قدر پپسي و کوکاکولا خوب است! چه قدر مکدونالد خوب است! و من چه قدر (کول) هستم وقتي عينک (جورجيو آرماني) ام را ميزنم وپيراهن (گپ) و شلوار (لي وايز) ام را با ک�ش هاي (نايکي) ام ميپوشم.
چه قدر زتدگي اينجا راحت است! اينجا اصلا لازم نيست وقتتان را با �کر کردن تل� کنيد! اينحا همه چيز حاضر و آماده است؛ از غذا گر�ته تا الگو براي زندگي کردن! (هاليوود) براي زندگي تان انواع و اقسام الگوهاي پيش ساخته را آماده مي کند! هيچ نگران نباشيد اگر يکي از الگو ها برايتان (کار) نميکند! (هاليوود) اينقدر قالب دارد که بالاخره شما در يکي مي گنجيد و تمام ات�اقاتي که در زندگيتان مي ا�تد را ميتوانيد با يکي از آنها تطبيق دهيد!
شما اصلا لازم نيست زحمت بکشيد؛ اينجا تلويزيون به جاي شما �کر ميکند تا شما �رصت بيشتري براي ("fun") داشته باشيد!
واي که چه قدر موسيقي آمريکايي خوب است! چه قدر (بريتني اسپيرز) خوب است! و چه قدر آدم هاي �يلم هاي (هاليوود) نازند و چه قدر خوب است که هميشه همه به هم ميرسند! چه قدر زندگي آمريکايي زيباست!
خانمها و آقايان! اينجا آمريکاست! اينجا بزرگترين آرزوي دختر ها راه يا�تن به خانواده شري� ("play boy") است! و بهترين دوست دختر بچه ها (س�يد بر�ي) است!
واي که چه قدر آمريکا خوب است!



........................................................................................

Wednesday, May 22, 2002

● بعضي وقتها بعضي بوها صداها ترانه ها بعضي مزه ها آدم رو به کجاها Ú©Ù‡ نمي برن...
بوي خاک بارون خورده. بوي عل�. مزه يه وي�ر شکلاتي.
همين چند دقيقه پيش يک ترانه (ابي)! من رو برداشت و برد به چندين سال پيش..جشن عروسي يه دوست و...و عشق بيست سالگي.
هنوز هم برنگشتم...


........................................................................................

Tuesday, May 21, 2002

● کسي خواهد آمد.
به اين بينديش!
هيچ پيامي آخرين پيام نيست و هيچ عابري آخرين عابر.
کسي مانده است که خواهد آمد. کسي که امکان آمدن را زنده نگه مي دارد.
( از کتاب بار ديگر شهري که دوست مي داشتم .)
ديروز دلم ار دست همه گر�ته بود. اين رو با خودم زمزمه مي کردم...


........................................................................................

Home